تبليغاتX
دختر مهربون - من در عظمت دیدار او لحظه ها گریستم

دختر مهربون

اندیشه سابق

سلام

بالاخره امام رضا طلبید بعد یک سال و خورده ای رفتم مشهد . با اردوی مدرسه .

جا همتون خالی برای همه دعا کردم خدایی خیلی خوب بود .

وقتی بعد این همه وقت چشم افتاد به گنبد طلاش نتونستم اشکامو نگه دارم . گریه کردم . به خاطر همه چیز .

خیلی خوش گذشت کلا دوستانه مسافرت کردن خیلی خوبه . هرچند یه ناراحتی های مختصری پیش اومد . ولی به خیر گذشت .

یا امام رضا قربونت برم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت   توسط فاطمه  |