تبليغاتX
دختر مهربون

دختر مهربون

اندیشه سابق

به نام دوست

سلام

السلام علیک یا اباعبدالله ..............

ایام سوگواری تاسوعا و عاشورای حسینی رو به همتون تسلیت می گم .

فردا روزی است که عباس(ع) تا فرات می رود به خاطر لبهای تشنه ی رقیه به خاطر چشمان غمناک سکینه و به خاطر خدا می رود تا آب بیاورد . به فرات که می رسد می نشیند دستانش را بر آب میزند چه آب گوارایی می خواهد بنوشد اما..... اما مگر می شود در برابر این همه لب تشنه و نگاه منتظر و مهم تر از همه به تنهایی آب نوشید ؟ پس رسم مردانگی چه می شود ؟ به راستی که گذشت و فداکاری صفتی شایسته برای عباس است و شجاعت هم صفتی دیگر .

این برادر زینب است که دستش دستی که در آن امید بچه ها است (مشک آب) قرار دارد بر زمین می افتد و زینب اینها را می بیند می بیند تا زمانی که یزید از کار خویش پشیمان است و می گوید کاروان اسرا را آذین ببندید بگوید که کاروان را سیاه کنید تا همه بدانند بر ما چه گذشت . تا بدانند که دست دیگر عباس را هم زدند و عباس مشک را با دهان گرفت به خاطر ۷۲ تن .

نمی دانم ولی می گویند بار دیگر نیز قبل از این عباس آب آورد ولی وقتی به در خیمه ها رسید آب از دست بچه ها رها شد و روانه ی زمین گشت .

اگر عباس تشنه نبود مگر دشمن می توانست او را از پای در آورد . مگر خدا می گذاشت عباس امید کاروان حسین ابن علی در برابر دشمن بی مقدار یزید شهادت دهد .

عاشورا...................

ای کوفیان!!!!! شما را چه شده است ؟ مگر شما نبودید که با نامه های فراوان حسین بن علی را به سمت کوفه فراخواندید؟ مگر شما نبودید که با مسلم بیعت کردید ؟ و چه زود بیعت را نادیده گرفتید و ناجوانمردانه او را به قتل رساندید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آری خدا جواب شما را می دهد .

امام ما حسین بن علی آنقدر مهربان و صبور و بخشنده است که اگر خدا بگذارد شفاعت می کند ولی راه را بر خود بستید نه بر حسین . حسین پیش خداست . در قلب مردم است . حسین بعد از شهادت هم قیامش ادامه دارد . هنگامی که حسین در سر نیز قرآن خواند ادامه ی قیامش را به دست آیندگان سپرد .

میدانید چگونه ؟

در دسته ها و عزاداریهایش .

مگر می شود سالی به هر دلیل مراسم عزاداری هایی که به عشق او می گیرند تعطیل شود .

خودمان می گوییم برف سهل است اگر از آسمان سنگ هم ببارد مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان گرم تر از همیشه برپاست .

اسلام علیک یا اباعبدالله .........................

یاعلی .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام دوست

به سفازش هیچکی آپ نکردم .

خودم آپ کردم تا بگم همه چی حل شد دیگه غم دلتنگی ها نیست دیگه توی دنیایه ی پاک زندگی می کنم گرچه بزرگ شدم ولی تقریبا مثل همون دنیایه بچگی .

با فردا ۹ روزه که تعطیلیم .

پوسیدیم تو خونه .

ولی خوش می گذره .

امتاحانا باید ۲ بهمن تموم میشد ولی حالا دیگه معلوم نیست . هنوز ۸ تا امتحان مونده .

۴ تا رو دادیم .

۵ تا کنسل شد .

۳ تا مونده .

یاعلی .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام دوست

سلام خوبید ؟

دو روز تعطیلی بس نبود فردا هم اضافه شد . تازه خدا رحم کنه فردا هم می خواد برف بیاد .

من که حوصله تو خونه موندن ندارم با دوستا قرار گذاشتیم بریم در مدرسه تحصن کنیم .

از بس تاریخ خوندم اینجوری تاریخی حرف میزنم .

یاعلی .

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام دوست

سلام خوبید ؟

میگم تاحالا مردم آزاری کردید /؟

خوب ها حال میده ولی وقتی که به سرت بیاد بد دردیه . همه ی شیرینیش از سرت میره .

امروز برف اومد تعطیل بود . نمردیم و برف هم دیدیم .

البته حالا فکر نکنید برف ندیده بودیم برف میومد ولی نه اونقدر که به خاطرش تعطیل کنن .

دیگه منم که مثله شماها ول نبودم .

نشستم درس خوندم .

جدی نگیرید ول بودن و .

یاعلی .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام دوست

سلام

امروز هم امتحانمو خوب دادم . ۲۰ .

نمیدونم از وقتی غمگین نوشتم بهم نظر نمیدید یا نه کلا فراموشم کردید .

دیگه زود تعطیلمون نمیکنن . میگن مامانای بعضیاتون زنگ زدن گفتن تو خونه درس نمیخونید .

آخه اگه ما درس نخونیم کی درس می خونه . ؟

یعنی از من بپرسن میگم که فقط ما مدرسه ای ها اعم از : ابتدایی ُ راهنمایی و دبیرستان . هستیم که درس می خونیم .

از دانشجوها هم ۱۰ درصدشون واقعا درس میخونن بقیه هم ملتمس به شب امتحان و دامان استاد . تا بلکه یه لیسانسی بگیرن برن یخ حوض بشکنن و مس بسابند .

البته به قشر محترم دانشجو توهین و اهانتی نمی خواستم بکنم ولی جدیدا دلم می خواد واقعیات رو بگم .  

حقیقت تلخه .

آدرس وب گروهی رو میزارم . هر کی خواست عضو شه . همینجا بگه .

خدایا بار الها !

سینه ای باید مارا ده . رفیقی همدمی همره ما را ده . محبت رفته از دلها نمی دانم می دانی ؟ محبت گم شده در ما نمی دانم می دانی ؟ خداوندا در این ظملت دل ما را به نور هم روشن کن .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

 

 

 

 

من به اندازه ی یک پیمانه خدا می خواهم ...........

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام دوست

سلام

علی را بشناسیم .

فردا روزی است که پیامبر در غدیر دست علی را میگیرد و بالا میبرد و سژس می فرماید :

من کنت مولا فهذا علی مولا .

هرکه من مولا اویم پس علی مولای اوست .

یاعلی امروز که روز ولایت توست بگذار تا کمی برایت بگویم . بگویم از غم نامردمی ها . بگویم برایت ؟

یاعلی دنیا بی انصاف و بی عدالت شده . آدمانش محبت ندارند / مهدیت کجاست ؟ چرا نمی آید ؟

مگر نه این است که همه ی ما می خواهیم او بیاید و الهم عج لولیک الفرج می گوییم . پس چرا نمی آید ؟

دل من نرمتر از جنس حریر / دلم از جنس بلور / گرتو را قصد شکستن باشد / سنگ بی انصافی است / یک تلنگر کافیست . /

نمیخواستم روز عیدی غمگین بنویسم .

عیدتون مبارک .

یاعلی .

آدرس سایتت رو بنویس اگه دوست داری . (برای دومین بار ) .

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام دوست

سلام

خیلی اعصابم خورده از دست آدما آدمایی که هیچی نمی فهمن آدمایی که ارزش مهربونی و بخشش رو ندارن . آدمایی که اینگار نه انگار براشون کاری کردی .

دلم خیلی گرفته اگه بخوام بگم که فکر کنم دیگه وبلاگ کم بیاره . دیگه نتونه تو خودش جابده .

در نهفته ترين باغ ها، دستم ميوه چيد.

و اينك، شاخه نزديك! از سر انگشتم پروا مكن.

بي تابي انگشتانم شور ربايش نيست، عطش آشنايي است.

درخشش ميوه! درخشان تر.

وسوسه چيدن در فراموشي دستم پوسيد.

دور ترين آب

ريزش خود را به راهم فشاند.

پنهان ترين سنگ

سايه اش را به پايم ريخت.

و من، شاخه نزديك!

از آب گذشتم، از سايه بدر رفتم،

رفتم، غرورم را بر ستيغ عقاب - آشيان شكستم

و اينك، در خميدگي فروتني، به پاي تو مانده ام.

خم شو، شاخه نزديك!

سهراب سپهری

حالا که چی ؟

تو رو خدا برا این آپ نه پیشنهاد می خوام نه نظر الکی . فقط دلداری . همیشه میگم دلداری خوب نیست آدم گریش می گیره . ولی حالا دلداری بدید .

به یک دوست : اگه دوست داشتی آدرس سایتت رو بزار .

عیدتون مبارک .

فکر کنم از این به بعد آپام غمگین باشه .

یاعلی .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت   توسط فاطمه  |