تبليغاتX
دختر مهربون

دختر مهربون

اندیشه سابق

به نام خدا

سلام

اصلا نمیخوام راجع به ورزش حرف بزنم الکی نوشتم ورزش .

میدونید چیه ؟ اصلا میدونم شماها ورزش نمیکنید نه اصلا به این شیرین کام میدونید ورزش و با جه ز مینویسن .

حالا بی خیال .

همچنان مدرسه میریم درس میخونیم و روزهامون هم ایشاا... با روزای دیگه فرق بکنه .

دلم گرفته . بیشتر نمیتونم بنویسم .

فعلا .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام خدا

سلام

خوبید ؟ خوشید ؟ سلامتید ؟

جدیدا عادت کردمهرجا که میخوام بنویسم اول مینوسم www الانم که میخواستم اینجا بنویسم داشتم مینوشتم .

خوب چه خبرا ؟

حالا چرا میزنید . من یه چیزی گفتم ریاضی خوبه به جای اینکه دلداریم بدید .

حالا ایندفعه درباره ی ادبیات حرف بزنیم .

بابا این ادبیات عجب بچه باحالی بود . حیف شد .

حالا چرا باشه که شما بگید چرا حیف شد ؟

بابا من سره شبی اومدم چرت و پرت به هم میبافم .

یکی منو راهنمایی کنه چی بنویسم . ؟ همین دست نوشته خوبه یا نه ؟

بی خیال بابا . لطفا یه ذره نظر بدید .

البته شما نظر میدیدا بر منکرش درود . لعنت یا هرچیه دیگه .

من برم اگه چیزی یادم اومد میام همینجا اضافه می کنم .

آهان امروز رفتیم یه تئاتر بد نبود . فقط من موندم تو این روی دوستام . چقدر اینا پرروان . نمایش که تموم شده رفتن به بازیگراش میگن ازدواج کردید ؟ البته سوء تفاهم پیش نیاد دختر بودنا .

استغفرا.. .

گفتم بگم بد نگید خاطره نگفتی .

فعلا .

تا بعد .

یاعلی .

هر کدومو که دوست دارید .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام خدایی که در همین نزدیکی است

آدمک آخر دنیاست بخند / آدمک مرگ همین جاست بخند / دست خطی که تو را عاشق کرد / شوخی کاغذی ماست بخند / آدمک خر نشوی گریه کنی / آن خدایی که بزرگش خواندی / به خدا مثل تو تنهاست بخند . /

سلام

حالتون خوبه ؟

چه خبرا ؟

چیکار میکنید ؟

ممنون از اونایی که گفتن فراموشت نمیکنیم منم فراموشتون نمیکنم .

بابا عجب دنیاییه ها /:

در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی .

بابا این ریاضی چقدر باحاله . اصلا آدم نمیدونی چه حالی میشه وقتی داره ریاضی حل میکنه . اصلا به جون خودم نباشه به جون شما از وقتی یک تصمیماتی گرفتم که قبلا گفتم و اگه بگم به قول معلم عربی تکرار مکرراته اصلا از ریاضی خوشم اومده . آخه بستگی داره از چه زاویه ای نگاه کنی .

حالا یه جمله بگم :

دروغ شکوفه می دهد اما میوه نمی دهد .

آدم چه چیزایی که نمیشنوه . وقتی تو کلاس میشینی یا باید درسو گوش کنی که اون واقعا اراده میخواد با این حرفاییکه سر کلاس زده میشه . مگه کسی گوش میده . یا اینم که باید همرنگ جماعت بشی .

چند وقته اصلا نمیدونم باید چی بنویسم .

التماس دعا .

فعلا .

یاعلی .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام خدا

سلام

خوبید ؟ خوشید ؟ سلامتید ؟

به جون شاسخین دلم براتون تنگ شده بود .

همش می خواستم بیام بنویسم اما نمی شد . نه اینکه نشه ها حوصله نداشتم .

چه خبرا ؟

چکار می کنید ؟

میدونید قضیه چیه ؟ حالا براتون میگم .

اول مهر که شروع کردیم به مدرسه رفتن اوضاع خوب بود . اما حالا دیگه کمتر وقت می کنم بیام به خاطر امتحانات و اینا .

دیگه دیگه .

خوب چرا نگاه میکنید بقیه نداشت .

داشتم همینجور میگشتم یهو چشمم افتاد به یه جمله ی قشنگ از ناپلئون که میگه :

بهترین شکل حکمرانی ، سلطنت بر قلوب است .

ایشاا... در اولین فرصت به همتون سر میزنم . فقط منو فراموش نکنیدا  .

خوب دیگه فعلا .

یاعلی .

فعلا .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت   توسط فاطمه  |