تبليغاتX
دختر مهربون

دختر مهربون

اندیشه سابق

به نام خدا

سلام دوستای گلم .

خوبید ؟

چه خبرا ؟

خوب فکر کنم تو دوتا آپ قبلی خیلی ناراحت کننده حرف زدم . ولی حالا اومدم که مثله قبل باشم .

میدونید چیه ؟ خدا دعام رو مستجاب نکرد نمیدونم چرا شاید به خاطر اینکه مصلحت نبوده و یا اینکه از ته دلم نبوده که بوده .

یعنی هیچ وقت هیچ دعایی رو به اندازه ی این از ته دلم نخواسته بودم . خدایا هنوز دیر نشده .

خدایا دوست دارممممممممممممممممممممم ..................................

خوب دیگه چی ؟

چرا این مدرسه ها باز نمیشه . آخه کی گفته ۳ ماه تعطیلی خوبه همین ۱ ماه بسه دیگه .

خوب نمیدونم چی بگم . بعدا میام کلی مینویسم .

دوستون دارم .

فعلا .  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام اونیکه با تمام وجودئ دارم صداش میکنم .....................

خدایا هنوز منتظرم پس چرا دعامو مستجاب نمیکنی .

من که دارم میگم :

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء .

خدایا اینقدر این دعا رو تکرار کردم که وقتی میخواستم فاتحه بخونم میگفتم امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء .

خدایا دیگه داره خندم میگیره . از چی ؟ از اینکه من این همه شب و روز دارم دعا میکنم ولی هنوز دعام مستجاب ننشده و شایدم اصلا نشه . البته شاید حکمتی توشه .

خدایا بازم منتظرم .

تو ارحم الراحمین هستی .

اینم یه شعر .

اين ماييم كه در هم ميشكنيمش،

تنها ما،خود ما

آنچه رايگان است و تقسيم نا پذير.

و بعد خلال عمري طولاني،طولاني

به كوري،كري و بيهودگي تلاش مي كنيم

تا تار و پود هاي بي شمار و بنيادي جهان را به هم پيوند دهيم.

بايد مي مرديم در كودكي

در اوج دانستگي مان،بر فراز فروتني مان

اما ما زنده ايم،در حالي كه پيوسته تلاش مي كنيم بدوزيم،

و به هم وصله كنيم تكه هاي ناجور را.

زيباست كه مي ميريم گاه گاه

و عاقبت براي هميشه.

فعلا .

فعلا .

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام خدا ...................................

خدایا..............................

خدایا منم دلم گرفتتتته دعای منم مستجاب کن .

خدایا دارم صدات میزنم ..............................

خدایا ..........................................

آخه این رسمشه چرا هرچی صدات میزنم جواب نمیدی .. آخه من ........... آخه من که از ته دل دارم صدات میکنم بعضیا که میگن شاید یه حکمتیه ولی نه باید جوابم رو بدی تو رو به هر کی که قسمت میدم .

نمیدونم چی دارم مینویسم .

ولی خدایا من تا حالا واسه چیزی اینقدر از ته دلم دعا نکرده بودم که واسه این یکی اینقدر دارم از ته دل دعا میکنم . پس اگه ۱ درصد هم میتونی برآوردش کنی بکن . تو میتونی مگه تو ارحم الراحمین نیستی مگه تو قادر نیستی مگه عالم نیستی . خدایا منتظرم ....................

بیشتر از این منتظرم نزار .........................

خدایا .........................................................

میدونم جوابم رو میدی فقط زودتر .

فعلا .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام خدا

سلام

خوب اول از همه تولد فاطیما جونم رو تبریک میگممممممممممممممم . فاطیما جونم تولدت مبارک .

این عکس های قشنگ هم تقدیم به فاطیما جونم .

میگم امشب حال کردید فوتبال ایران و جاماییکارو ۸ بر ۱ بردیم بیچاره دروازه بان جاماییکا آخر داشت خودشو میزد . ولی فکر کنم خود تیم ما هم شوکه شده بودن .

من که زیاد از فوتبال نگاه کردن خوشم نمیاد ولی وقتی دیدم ۵ تا گل زدیم نشستم نگاه کردم تا شد ۸ تا .

حالا :

یه نظر سنجی :

نظرتون راجع به این عکس چیه ؟
دیگه کاری بود تو قسمت نظرات بگید چون من نظرات رو میخونم اگه شد آپم میکنم ولی احتمال آپ کردنم کمه . (حالا ناراحت نشید گریه نکنید دیگه (شوخی))
دوستون دارم قدر همتونو میدونم .
مواظب خودتون باشید .
دست علی یارتون خدانگهدارتون                      تو قلب من میمونه امید دیدارتون .
حالا نگید بچه گونه شد من خیلی این تیکه از شعر رو دوست دارم .
منتظر نظراتتون هستم .
فعلا .  
 
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت   توسط فاطمه  | 

به نام خدا

سلام دوستای گلم

خوبید ؟

دلم یه عالمه براتون تنگ شده بود .

این دو روز رفته بودم یه دهکده تو اطراف قم خیلی قشنگ بود ولی اینقده بارون اومد اینقده سرد بود که نگید . خیلی حال داد از یه هوای خیلی گرم رفتیم تو یه هوایی که اصلا نمیشد بدون لباس گرم سر کرد .

به خاطر همین دیگه اینجا نبودم . ولی خودمونیم این همه بارون اومد بعدش رنگین کمونی قشنگی به وجود اومد .

کارنامه ها رو هم که حتما گرفتید کلی هم نمره های خوب دیدید توش منم گرفتم همه رو خوب داده بودم به جز یکی که ۱۹ شده بودم .

این کلاسایی هم که میرم یه ماهه اگه ۳ روز غیبت کنیم حذف میشیم دو روزش رو که غایب بودم تازه از اون ورم میخوام ۱۲ روز نباشم کع دیگه خیلی خوب بشه .

راستی بنزینم که سهمیه بندی شد و اینا .

خب دیگه امیدوارم که بقیه ی تابستون هم بهتون خوش بگذره .

فعلا .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت   توسط فاطمه  |