سلام . حوصلم سر رفته بود گفتم بیام آپ کنم . حالا از چی بگم . نمیدونم . واستید فکر کنم . نه حالا خسته میشید بگیرید بشینید . ![]()
آهان فهمیدم . ![]()
آخه من نمیدونم هرکی اولین امتحانش قرآن یا دینی ما اولین امتحانمون ریاضیه . البته آسونه من که از ریاضی خوشم میاد ولی حوصله ی اینکه فردا باید ۵ ساعت سر کلاس ریاضی بشینم رو ندارم . آخه آدم باید اشکال داشته باشه که سره کلاس رفع اشکال بشینه . هممون لجمون گرفته جز شاگرد ضعیفا . ![]()
خب دیگه چه خبر . ![]()
راستی از دعوای من با خانم پرورشیمونم نگید که این قصه سره دراز دارد . ![]()
دیگه . ![]()
حالا یه جمله ی قشنگم بگم. ![]()
سهراب گفتی : چشم هارا باید شست شستم ولی ![]()
گفتی : جوردیگر باید دید دیدم ولی ![]()
گفتی : زیر باران باید رفت رفتم ولی ![]()
او نه چشمهای خیسم را نه نگاه دیگرم را هیچ کدام را ندید .
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه ی باران ندیده . ![]()
خودم خیلی ازش خوشم می آد . ![]()
راستی نظرتون درباره ی سره کار گذاشتن چیه ؟ اصلا از کجا باید فهمیدکه چیزی یا کاری سره کاریه یا نه . ؟ ![]()
این یه سوال لطفا جواب بدید . ![]()
خیلی آپم طولانی شد . از همونایی که دلم میخواست . نه بازم از اونایی که دلم میخواست نشد .
قبلا بهتر مینوشتم .
دوستون دارم قده یه دنیا .
فعلا . ![]()
