خوبید .![]()
امروز خیلی ضدحال خوردم می دونید چرا ؟ ![]()
یه وبلاگ داشتیم من و محدثه بعدا یه نفر
اومد (برای حفظ آبرو اسمش رو نمی گم ) گفت منم می خوام توش بنویسم . ![]()
محدثم بهش اعتماد کرد و یوزر و پس خودش و داد . ![]()
اونم اینقدر که ................ بود . برداشته همه ی وبلاگ رو برای خودش کرده . ![]()
ملاحضه بفرمایید . ![]()
خیلی نامردی کرد . ![]()
حالا بگذریم یکی دیگه درست می کنیم . ![]()
فردا پنج شنبس گفته بودم برام عادی شده اما می دونید چیه ؟ من نمی تونم از خانم پرورشیمون جدا شم اصلا به هیچ عنوان هزار بار سعی کردم که فقط یه ذره . فقط یه ذره خودم و ازش جدا کنم که اگه سال دیگه اون رفت یا من رفتم خیلی رو روحیم اثر نزاره . ولی مگه می شه ؟ نمی شه دیگه . اصرار نکنید یعنی اصلا نمی شه هر وقت می خوام این کار رو کنم می بینمش گریم میگیره . ![]()
یکی یه راهی رو بهم بگه . ![]()
دیگه دیگه . ![]()
وایستید تا عکس آپلود شه . ......................................... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این اداها چیه در میاری دختر ؟ ![]()
خوب آپلود شد .
خوب دیگه فعلا . ![]()
فعلا . ![]()
















