بعد از چندین و چند سال و اندی و غیره بالاخره اومدممممممممممممم.![]()
نیمه شعبان مبارک........................![]()
![]()
شاید امام زمان خواسته و اومدم که آپ کنم.![]()
البته بعضی از دوستانم لطف داشتن و گفتن که آپ کن و اینا.![]()
بازم عیدتون مبارک.![]()
امید است باعث خوشحالی جمعی از آحاد ملت وبلاگ نویس شده باشیم.(عمرا)![]()
عجب جمله ی عجیبی گفتم.![]()
فعلا.![]()
ولی تو نظر سنجی شرکت کنید .
امروز یه چیز بسیار مهم تو مدرسه گم کردیم یعنی گم کرد دوستم . روز آخرم بود دیگه . نمیشه رفت دنبالش گشت . ولی خودمونیم هر کی پیداش کنه کلی می خنده .
کلی با دوستم ناراحت شدیم که کاش اسممون روش نبود . ولی دیگه دیگه .
خوشم میاد دوباره موضوع وبلاگم تغییر کرد . حالا شد مثل اول اولش .
فعلااااااااااااا.
...............
این روزا به خیلی چیزا فکر میکنم از خیلی از کارام پشیمونم از خیلی از کارامم خوشحالم .
شنبه امتحان زیست دارم . دیروز که هیچی نخوندم . بهتره الان برم بخونم .
البته ماشاالله کلا چیزی که زیاد تو کلاس ما دیده میشه روی عجیبه بچه هاس .
امتحان شیمی داشتیم ۲ نفر لو رفتن که داشتن تقلب می کردن . دبیرم برگه ی دوتاشونو گرفت . یکیشون با کمال میل رفت بیرون . اما اون یکی اینقدر حرف زد تا خانمم ترجیح داد برگشو بده . ![]()
اینجانب به هیچ عنوان تو امتحانای خرداد تقلب نکردم و تقلب هم نرسوندم . ![]()
امظا فاطمه ![]()
دوس دارم الکی آپ کنم حتی اگه هیچ مطلبی هم نداشته باشم . ![]()
اونوقت امروزم که امتحام داشتیم به معاونمون گفتم صندلیم کجه گفت نمیشه کاریش کرد اون صندلیا مال راهنماییاست شماره هاشون به هم میریزه
(از اون توجهات خفن) البته ما دو تا معاون داریم این معاون مال ما نبود
گفتم خب عوضش میکنم شماره هاشو.گفت نه بعدم رفت
. ایششششششششششششش.
مراقب بعدی که اومد . گفتم خانم صندلیم کجه .
گفت پاشو عزیزم با اون صندلی عوض کن . بعدم مثه یه خانم خوب کمک کرد . بعدم رفت
. نه اییییییش.![]()
امتحان برنامه ریزی هم داشتیم اینجانب . ۴ تایی رفته بودیم امتحان بدیم . بعد فقط ۳ تا صندلی بود . من و دوستمم رو یه صندلی نشستیم یکی دیگم صندلی جلوم اون یکی هم یه طرف دیگه .
از بین ما ۳ تا فقط من خونده بودم یکیشونم خودم توضیح داده بودم براش که فک نکنم چیزی فهمید
. اون یکی هم که نخونده بود اصلا .
تستی هم بود . واسه همین من هر گزینه ای رو میزدم اونام همونو میزدن .
آخرش خانم شروع کرد به صحیح کردن . یه سوال و هممون اشتباه زده بودیم .
بعد گفت نگفتم از رو هم نگا نکنید . منم گفتم خانم ما نیگا نکردیم .
گفت پس چرا شبیه همه . منم گفتم کجاش غلطه؟خانمم فهمید نکته انحرافیه . دیگه هیچی نگفت . ![]()
فعلا .
یک شنبه بود بعد از ظهر یه اس ام اس برام اومد که نوشته بود آیت الله بهجت فوت کردن . من اولش باور نکردم چون خیلی غیر منتظره بود . تلویزیونو روشن کردم همون لحظه نوشته بود این خبر و . کاش بیشتر می شناختمش . راستش خیلی ناراحت شدم . واقعا از دست دادن چنین آدمای بزرگی فاجعست .
اینقدر آدم که اومده بودن تشییع جنازه ی ایشون . داشتم فکر می کردم چی باعث شد به اینجا برسن که اینقدر برای مردم مهم باشن . مطمئنا خوب بودنشون . اخلاق رفتار . نمیدونم می گفتن چشم برزخی دارن . اینا مهم نیست . مهم اینه که ما یه آدم خیلی مهم رو از دست دادیم .
خدا به خانوادشون و همچنین به مای مردم جامعه که همچین بزرگی رو از دست دادیم صبر بده .
فعلا .
چقدر دلم برا امام رضا تنگ شد.![]()
وفات آیت الله بهجت به همه ی شما تسلیت .
بالاخره امام رضا طلبید بعد یک سال و خورده ای رفتم مشهد . با اردوی مدرسه .
جا همتون خالی برای همه دعا کردم خدایی خیلی خوب بود .
وقتی بعد این همه وقت چشم افتاد به گنبد طلاش نتونستم اشکامو نگه دارم . گریه کردم . به خاطر همه چیز .
خیلی خوش گذشت کلا دوستانه مسافرت کردن خیلی خوبه . هرچند یه ناراحتی های مختصری پیش اومد . ولی به خیر گذشت .
یا امام رضا قربونت برم .
